فقط حسودیم شد.... به دختر کناریم که پشت تلفن با مادرش صحبت میکرد
دلم خیلی گرفته... سرخاک مادرم نتونستم برم بخاطر کارای خونه و بی برنامگی پ... پدرمم انگار خیال نداره خونه رو بفروش و سهممو از ارث بده با اینکه بهش گفتم که کلی قرض داریم... حقوقمم امروز نریختن و حس بدی داشتم چون از بعد 15 اومدم. گفتن ماه دیگه یجا پرداخت میکنیم ولی من سر وسایل خونه نیازش داشتم... اونهمه خونه رنگ زدیم که پول یه دست مبل داشته باشیم ولی تهش چی شد؟ هیچی... بازم پول مبل نداریم بدیم...